✿◕ ‿ ◕✿منتظر واقعی اوست✿◕ ‿ ◕✿

❤گفتم که روی ماهت از من چرا نهان است ؟ ......گفتاتو خود حجابی ورنه رخم عیان است ❤

سلام....

به کلبه من خوش اومدید .... این پست ثابته منه

 

 

راستی من یه عاشقـــــــــم .... عاشــــــق اون بالا سری که ازهمه به من نزدیک تره ...

خیلی نزدیــــــــ ــــــــک

رضا
[ دو شنبه 8 مهر 1398برچسب:, ] [ 15:42 ] [ یه دوست عالی ... ] [ ]
یاحق

دوستای گلم ، شرمندتونم که این مدت تنهاتون گذاشتم

شاید دیگه هیچوقته هیچوقت برنگردم

مراقب خودتون باشید

لطفا دعام کنید

ممنون از وجودتون از حضورتون

به خدا می سپارمتون

یاحق

رضا
[ چهار شنبه 24 ارديبهشت 1393برچسب:, ] [ 8:50 ] [ یه دوست عالی ... ] [ ]
آن گاه...

این آخرین پستمه کاش دوباره می تونستم پست بزارم ...ببخشید منو و حلالم کنید ...محتاج دعاتونم ناجور

      آن گاه که تنها شدی و در جستجوی یک تکیه گاه مطمئن بودی ، بر من توکل نما  .(نمل97)

    آن گاه که نومیدی برجانت پنجه افکند و رها نمی شدی ، به من امیدوار باش . (زمر53)

    آن گاه که سرمست زندگی دنیا و مغرور به آن شدی  به یاد قیامت باش . (فاطر 30-29)

   آن گاه که دوست داری به آرزویت برسی ، به در گاهم دعا کن تا جابت نمایم  .(غافر60)

   آن گاه که دوست داری کسی همواره به یادت باشد ، به یاد من باش که من همواره به یاد تو هستم . (بقره152)

   آن گاه که دوست داری با من هم سخن شوی ، نماز را به یاد من بخوان  .(طه14)

آن گاه که روحت تشنه ی نیایش و راز و نیاز است ، آهسته مرا بخوان . (اعراف55)

   آن گاه که شیطان همواره در پی وسوسه توست ، به من پناه آر  .(مومنون97)

   آن گاه که لغزش ها روحت را آزرده ساخت ، در توبه به روی تو باز است . (قصص 67)

رضا
[ چهار شنبه 24 ارديبهشت 1393برچسب:, ] [ 7:55 ] [ یه دوست عالی ... ] [ ]
آقا بیا و انتظار را پاک کن...

آقا اجازه ، دلـــــــــ زده ام از تمام شهر

بی تو دلــــــــم گرفته از این ازدحام شهر

آقا اجازه ، دست خودم نیست خستــــــه ام

در درس عشــــــــق من صف آ خر نشسته ام

در این کلاس ، عاطفـــــه معنا نمی دهد

اینجا کسی به پای تـــــــــو برپا نمی دهد

یعنی نمی شود که ببینم سحر رسیـــد ؟

درس غریب غیبـــــت کبری به سر رسید

آقا اجازه ، بغضــــــ گرفته گلویمان

 آنقدر رد شدیم که رفت آبرویمان

استاد عشــق ! صاحب عالـــــم ! گل بهشــــــــت !

باید که مشق نام تـــــــو را تا ابد نوشت

یک روز میرسد که بگویند ز آسمــان

آن مــــــــرد آمده است ، کجائید عاشقــــان ؟

آن مـــــــرد آمده است که باران عطا کند

تا این کویر غم زده را کربلــــــا کند

آقا اجازه ، مــــــــادر پهلو شکسته ات

آیا شود که گوشه چشمی به ما کند ؟

آقا اجازه،خستـــــه ام از این همه فریب،

از های و هوی مردم این شهر نا نجیب.

آقــــا اجازه، پنجره ها سنگ گشته اند،

دیوارهای سنگی از کوچه بی نصیب.

آقــــا اجازه، باز به من طعنه می زنند

عاشــــق ندیده های پر از نفرت رقیب.

«شیریــــن»ی وجود مرا «تلخ» می کنند

«فرهـــــاد»های کینه پرست پر از فریب!

آقــــا اجازه، «گندم» و «حوا» بهانه بود،

«آدم» نمی شویم! بیا: ماجرای «سیب»!

باشد! سکوت می کنم اما خودت ببین..!

آقــــا اجازه، منتظرند اینهمه غریــــب....

آقا اجازه،بیا وانتظـــــار را پاک کن

 

 

 منبع :www.lahze-zohoor.ir

 



 

رضا
[ سه شنبه 24 دی 1392برچسب:, ] [ 14:27 ] [ یه دوست عالی ... ] [ ]
آقا بدجور دلتنگم ...

یه شعر گذاشتم که می دونم ممکنه باعثه نا امیدی بشه ولی واقعا گاهی حس می کنم که واقعیته

دوستایه عزیزم شاید ماجزء313سردار نباشیم اماانشاالله از سربازانشان هستیم

بیاید این بار فراتر از دعا بریم بیاید در باب عمل حاضر بشیم

لحظه ظهور نزدیک است

و اما شعر :

 

تمام راه ظهور تو با گنه بستم
دروغ گفته ام آقا كه منتظر هستم

كسي به فكر شما نيست راست مي گويم
دعا براي تو بازيست راست مي گويم

اگرچه شهر براي شما چراغان است
براي كشتن تو نيزه هم فراوان است

من از سرودن شعر ظهور مي ترسم
دوباره بيعت و بعدش عبور مي ترسم

من از سياهي شب هاي تار مي گويم
من از خزان شدن اين بهار مي گويم

درون سينه ما عشق يخ زده آقا 
تمام مزرعه هامان ملخ زده آقا

كسي كه با تو بماند به جانت آقا نيست
براي آمدن اين جمعه هم مهيّا نيست

 

رضا
[ سه شنبه 24 دی 1392برچسب:, ] [ 13:55 ] [ یه دوست عالی ... ] [ ]
منتظره واقعی اوست...

 

گفتم به مهــــــــدی بر من عاشــــق نظر کن
گفتا تو هم از معصیت صرف نظر کن


گفتم به نام نامیـــــت هر دم بنازم
گفتا که از اعمال نیکت سرفرازم


گفتم که دیدار تو باشد آرزویم
گفتا که در کوی عمل کن جستجویم

گفتم بیا جانم پر از شهد صفا کن
گفتا به عهد بندگی با حق وفا کن

گفتم به مهـــــــــدی بر من دلخسته رو کن
گفتا ز تقوا کسب عز و آبرو کن

گفتم دلــــــــم با نور ایمان منجلی کن
گفتا تمسک بر کتاب و هم عمل کن

گفتم ز حق دارم تمنای سکینه
گفتا بشوی از دل غبار حقد و کینه

گفتم رخت را از من واله مگردان
گفتا دلی را با ستم از خود مرنجان

گفتم به جان مادرت من را دعا کن
گفتا که جانت پاک از بهر خدا کن

گفتم  ز هجران تو قلبی تنگ دارم
گفتا ز قول بی عمل من ننگ دارم

گفتم دمی با من ز رافت گفتگو کن
گفتا به آب دیده دل را شستشو کن

گفتم دلم از بند غم آزاد گردان
گفتا که دل با یاد حق آباد گردان

گفتم که شام تا دلـــــها را سحر کن
گفتا دعا همواره با اشک بصر کن

گفتم که از هجران رویت بی قــــــــرارم
گفتا که روز وصل را در انتظارم

رضا
[ دو شنبه 23 دی 1392برچسب:, ] [ 9:6 ] [ یه دوست عالی ... ] [ ]
یا امام زمان...

 

به ماه رویت قسم که جانا
اگر که باشم گه ظهورت…
و گر تنم را حصار قبرم، میان دستان خود فشارد…
زمانه با داغ دوری تو
گدازد این قلب چاک چاکم
دوباره سر بر ره تو سایم
به جانب پرچم تو آیم
به حسرت روی تو بمیرم… و خون زخم‌های شکفته من…
به پیش پایت چنین نگارد…
تمام عمرم برای مهدی
شود وجودم فدای مهدی
سپاس گویم خدای مهدی
شنیدم آخر ندای مهدی….
تمام عمرم فدای مهدی…


 

رضا
[ دو شنبه 23 دی 1392برچسب:, ] [ 8:59 ] [ یه دوست عالی ... ] [ ]
شهادت امام غریبم را تسلیت می گویم

 

 

با نام رضـــــــــا به سينه ها گل بزنيد

                  

 

هر چند حال و روز زمين و زمان بد است

يک تکه از بهشت در آغوش مشهد است

 حتي اگر به آخر خط هم رسيده اي
 
    آنجا براي عشق شروعي مجدد است

 

 

 

با اشك به بارگاه او پل بزنيد
فرمود كه هر زمان گرفتار شديد
بر دامن ما دست توسل بزنيد

 

ای شیعه بزن ناله و فریاد امشب
از غربت آن غریب کن یاد امشب
در شب شهادت امام رضا التماس دعا دارم
 

 اجر عزاداریهاتون با خانوم حضرت زهرا " س "

التماس دعا ...

 


رضا
[ چهار شنبه 11 دی 1392برچسب:, ] [ 15:34 ] [ یه دوست عالی ... ] [ ]
دوسشون دارم ...جمله های قشنگین....

 

انتظار... این نخستین درسی بود که درباره ی عشـــــق آموختم. 

"کنار رود پیدرا نشستم و گریستم.".

 

 


از انسانها غمی به دل نگیر. زیرا خود غمگینند.با آنکه تنهایند از خود می گریزند
زیرا به خود، به عشق خود وبه حقیقت خود شک دارند.
پس دوستشان بداراگر چه
دوستت نداشته باشند

 


وقتی هیچ مشکلی سر راهم نبود میفهمم که راهمو اشتباه رفته ام
((استاد دکتر علی شریعتی))

 



مهم نیست قفل ها دست کیه مهم اینه که کلیدها دست خداست(دکتر علی شریعتی)

 

 

برایت دعا می کنم،خدا از تو بگیرد آنچه را که،خدا را از تو می گیرد!

 


حسین (ع)بیش تر از آب تشنه ی لبیک بود!
افسوس که به جای افکارش زخم های تنش را نشانمان دادند و بزرگ نرین دردش را بی آبی نامیدند!

 

رضا
[ چهار شنبه 11 دی 1392برچسب:, ] [ 11:2 ] [ یه دوست عالی ... ] [ ]
خدا عشقمه...

خداجونم عاشــــــــــــــــــــــــــــــــــــقتم

خداجـــــــــــــــــــونم ولم نکنل یه هو خب؟

خدایا من که جزء تو کسی رو ندارم

رضا
[ پنج شنبه 28 آذر 1392برچسب:, ] [ 15:5 ] [ یه دوست عالی ... ] [ ]
مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ،